شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 43

نفثة المصدور ( فارسى )

قلمرو حكمرانى وى بنابمندرجات تاريخ كامل حصار كيفا و آمد بوده است و ملك مسعود در سال 619 بجاى پدر حكمران اين دو ناحيه گرديده است . عما قريب را كه در صفحهء مزبور آمده است اگر آن را ( طولى نكشيد ) معنى كنيم شايد مقرون بفهم باشد . ] آنچه در ذيل شمارهء 25 ( مورد اوّل ) گفته آمده كه آن معلّم فاضل ، از كمال دقّتى ! كه در مطالعهء كتاب به كار بسته بوده‌اند ، در باب احوال ملك مسعود آمدى ، نه به افادت علّامهء مرحوم محمّد قزوينى ، در صفحهء هفتاد و چهار مقدّمهء كتاب ، التفاتى كرده‌اند ، و نه به حواشى و تعليقات اين بنده در صفحهء 235 اعتنايى ، در اين مورد نيز كاملا صادقست ، و تكرار آن زايد ، و اين خود نمونهء چشم‌گير ديگرى است از [ دقّت كافى و وافى ] ! ايشان ، آنجا كه در مقالت خود تصريح فرموده‌اند : [ كتاب را . . . از ابتدا تا انتها با دقّتى كافى و وافى . . . خواندم ] ! آنچه ذكر آن در اين مقام لازم مىنمايد اينست كه از ايشان بايد بغايت سپاسگزار بود ! كه همچنانكه خود در پايان مقالتشان يادآور شده‌اند [ محض خدمت به عالم لغت و ادب ] ! دشوارى ! چون « عمّا قريب » را ، از آن‌روى كه [ مقرون بفهم ] ! گردد ، با تعبيرى چنان بليغ و رسا آسان ! فرموده‌اند . و للّه درّك ! 35 - [ ص 68 سطر 10 ( و اصحاب سلطان كه خسروان اطراف بشوافع ، مباسطت ايشان طلب كردندى الخ ) مؤلف شوافع را جمع براى شافع آورده و اين صحيح نيست و جمع آن با ( واو و نون ) است و فرض اينكه جمع شافعه باشد مستبعد به نظر ميرسد . ] درباب اينكه بر كلام شهاب الدّين نسوى انگشت نهاده ، و « شوافع » را در جمع « شافع » ، از وى نپذيرفته ، و افاده فرموده‌اند كه : [ جمع آن با واو و نون است ] ، يادآور مىشود كه : هرچند چنان كه از مطالعهء مقالت آن معلّم فاضل برمىآيد ، مؤلّف كتاب گرد ايشان را نيز ، در آگاهى بر دقايق زبان و ادب فارسى و عربى ، در نمىيابد ! حق اين بود